Monday, 17 November 2014
Monday, 15 September 2014
Nervious
Last posts i was angri i typed farsi and now too lots of thing happened last mounth thousand of agony and i am still throught it
I have just suffered and hurted
Tuesday, 26 August 2014
alireza nasimi is still waiting for you to join Twitter...
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
Friday, 22 August 2014
alireza nasimi sent you an invitation
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
Tuesday, 19 August 2014
وقتی میشه از تو نوشت پس چرا از چیز دیگه بنویسم وقتی میشه با یه تیکه نون سیر شد پس چرا حرص بزنم وقتی همه چیز تویی دنبال چی دارم میگردم نمیدونم دارم دنبال چی میگردم نمیدونم نمیفهمم پیش منی ولی من نه دارم جای دیگری رو نگاه میکنمانگار اینجا نباشم و هی بگم من اینجام، نه اینجوری نیست واقعا بازنده ام باختم تلف کردم میترسم همینطور مه بهت زده ام میترسم، از درون میسوزم ، بزار بیام ببینمت دوست دارم فراموش کنم انگار که اصلا انجام ندادم،
بزار نو شم تازه شم اندازه شم بخوابم دوباره همون رویای همیشگی روی تخت خوابی بیدار شم پجره بالای سرم کمی سمت راست باد داره توری سفید پرده رو بازی میده نورافتاب داره میاد توی اطاق از تخت میام پایین درو باز میکنم کلبه ای در شیب تپه همش چمن چنتا هم درخت روی کوه روبرپ جنگل زار افتاب خیلی زرد رنگ نسیم بسیار زیبا انتها ، پایین روخونه صداش میاد، راه میرم دلم اروم و قرار داره نگران نیستم ......
اینو من دیدیم یه شب که خواب بودم دیدم
Monday, 18 August 2014
قبل از همه چیز
اول باید این مشخص بشه که این ادم بسیار نالایق میباشد وبسیار خیانتها کرده خلف وعده کرده و بسیاری از صفات رذل را با خود دارد
1_چرا این ادم زن" ایده ال " دارد
2_چرا همین ادم رفاه مالی دارد
3_چرا این ادم خوشبخت است
4_ چرا این ادم رو به گور نفرستادن
5_ خدا چرا داره به این ادم رحم و مهلت میده
خوب این سوال داره به جواب نزدیک میشه
.
.
.
خدایا شما بزرگترین هستید و مهربانترین
دوستتون دارم
این ادم هیچ، پوچ، هیچیز، بیمقدار شما را دوست دارد
هیچ وقت لطفا هیچ وقت نگذارید این بدبخت بیچاره خیانتهاشو یادش بره:'(
Sunday, 17 August 2014
Tuesday, 12 August 2014
To remember
I wanted to write somethings but i dont want now its just to remember what i have did today for future
Maybe i couldnt fix it
Just god help me
Monday, 11 August 2014
Tomorrow
Tommorow i should go to constract but i can not be confident and sure enough i don not know whats going on on the future just god help us
Sunday, 10 August 2014
These days
Back again after long while after thousands of things still no sight no new vision and l am boring and disapointed
To xplore and thinking
Any way nowadays i am married with beautiful girl she is really prettyand caring about me there sre so many issuse about her she gives me good feeling and i relly loves her
......

