ALI REZA NASIMI ASL
Saturday, 7 November 2015
Then you come
Saturday, 25 July 2015
LAST TIME
Last time i wrote some thing that i cannot remember exactlly what i wrote
again agonies come back to tear me down
how can i explain that feeling it drives me mad deeply.
Last time i told i am your poorest creature
i allways talk to you only i donnot know anyone else to talk so i want you to help us please.
Monday, 17 November 2014
Monday, 15 September 2014
Nervious
Last posts i was angri i typed farsi and now too lots of thing happened last mounth thousand of agony and i am still throught it
I have just suffered and hurted
Tuesday, 26 August 2014
alireza nasimi is still waiting for you to join Twitter...
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
Friday, 22 August 2014
alireza nasimi sent you an invitation
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
Tuesday, 19 August 2014
وقتی میشه از تو نوشت پس چرا از چیز دیگه بنویسم وقتی میشه با یه تیکه نون سیر شد پس چرا حرص بزنم وقتی همه چیز تویی دنبال چی دارم میگردم نمیدونم دارم دنبال چی میگردم نمیدونم نمیفهمم پیش منی ولی من نه دارم جای دیگری رو نگاه میکنمانگار اینجا نباشم و هی بگم من اینجام، نه اینجوری نیست واقعا بازنده ام باختم تلف کردم میترسم همینطور مه بهت زده ام میترسم، از درون میسوزم ، بزار بیام ببینمت دوست دارم فراموش کنم انگار که اصلا انجام ندادم،
بزار نو شم تازه شم اندازه شم بخوابم دوباره همون رویای همیشگی روی تخت خوابی بیدار شم پجره بالای سرم کمی سمت راست باد داره توری سفید پرده رو بازی میده نورافتاب داره میاد توی اطاق از تخت میام پایین درو باز میکنم کلبه ای در شیب تپه همش چمن چنتا هم درخت روی کوه روبرپ جنگل زار افتاب خیلی زرد رنگ نسیم بسیار زیبا انتها ، پایین روخونه صداش میاد، راه میرم دلم اروم و قرار داره نگران نیستم ......
اینو من دیدیم یه شب که خواب بودم دیدم

